توهين به مردم و ديگري به واقع اوج بي تقوايي ، جسارت و بي منطقي و ناآگاهي است گر چه خود را با درک و با شعور بدانيم.
آخر چرا بايد به علت کينه کهنه از دولت مردم را دولفين تصور کنيم و رئيس جمهور آنان را جواني خام.
آیا اگر آنچه بر وفق مراد و دلخواه من است در دولت به آن عمل نمي شود مجوزي براي به باد تهمت گرفتن و اهانت به ديگران است.اين ديگر اوج فضاحت و خباثت است اگر چنين تصور کنيم.
از دموکراسي سخن گفتن و باابهام نوشتن و ديگران را به تمسخر گرفتن کجايش بوي منطق و دموکراسي مي دهد بگوييد دست کم ما هم بدانيم .
آيا اگر مردم بر خلاف ميل ما عمل کردند و به آنچه ما خواستيم راي نداند مستحق هر اهانتي هستند.
آيا بايد انسان براي خوش خدمتي به دشمن و بيگانه حاضر باشد به مردم کشور خود بالاترين اهانت ها را روا دارد.
اين ديگر چه مرامي است نمي دانم.اوف بر اين دنيا که به خاطر لقمه اي نان که از کيسه بيگانه به دهان ما سرازير مي شود حاضريم چه خوش رقصي ها که بکنيم. همان دولفين صفتي را!
"مسيح علينژاد" از نويسندگان منتقد و شايد بتوان گفت معاند ،گاهي چنان شمشير را از رو مي بندد و از کلماتش خشم مي بارد که حاضر است مردم و زمين و زمان را نيز طعمه خشم و کين خود کند.
نمونه آن همين مطلب "آواز دولفين ها" که در روزنامه تحت امر جناب آقاي کروبي منتشر شد که صداي اعتراض او را هم در آورد. اين نويسنده نگاه و قلم عجيبي دارد اما تجربه اي اندک.
نمي داند چگونه از آن فکر و از اين قلم استفاده کند.در قلم پراني قوي است اما در هدايت آن ضعيف. بدون اينکه بخواهم داوري کنم اينطور به نظر مي رسد تحت تاثير برخي افکار منحرفي است که با تبعيت از آن دنبال شهرت مي گردد.
اما بايد بداند خيلي ها از مسير منطقي به شهرت رسيده اند و او هم مي تواند.نيازي نيست با مخالفت نويسي ، گزافه گويي و اهانت به مردم اين هدف را جستجو کند.انتقاد بلي اما اهانت خير.
+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در یکشنبه 1 اردیبهشت1387 و ساعت
20:6 |