تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

بشارت

در خبرها آمده بود:

{"بانک جهاني به جنگ گراني مواد غذايي مي رود."

"رابرت زليک"رئيس بانک جهاني و "دومينيک استراس-کان"رئيس صندوق بين المللي پول درباره بحران مواد غذايي هشدار داده اند.بانک جهاني در ارتباط با سياست غذايي جهاني، برنامه جديدي را تاييد کرده است.اين برنامه در پي هشدار رئيس بانک جهاني مبني بر بحران قريب الوقوع به علت افزايش بدون وقفه قيمت مواد غذايي است.

رابرت زليک، پيش بيني کرده است افزايش بهاي مواد غذايي مي تواند بيش از 100ميليون نفر را در کشورهاي فقير دنيا در زير خط فقر قرار دهد.}

اين افزايش قيمت ها تنها مربوط به کشور ما نيست که امروزه مردم را کلافه کرده است.برخي از دولت احمدي نژاد مي نالند که چرا اين گراني را مهار نمي کند؛عامل آن چيست و چراوضاع اينگونه است.برخي مطبوعات؛پايگاه هاي اينترنتي ؛ به ويژه آنها که از دولت نيز دل خوشي  ندارند اين موضوع را پررنگ تر جلوه مي دهند و نگاه نقادانه و يا مغرضانه شان نيز بسيار تندتر است و تلاش مي کنند با قلب واقعيت به نوعي دولت را عامل اصلي آن قلمداد کنند.

البته ما وجود مشکلات بغرنج کنوني را منکر نيستيم و آن را نيز توجيه هم نمي کنيم و قاعدتا دولت مردان بايد تا حد امکان براي آن چاره اي بيابند.اما گل آلود کردن آب نيز چاره کار نيست.

اکنون اوضاع اقتصادي جهان با بحران روبروست.افزايش بهاي نفت ، کاهش شديد ارزش دلار، افزايش شديد بهاي طلا و رکود اقتصاد آمريکا ، از جمله عوامل مهم و عديده اين بحران است ؛ حتي در ژاپن پس از 30 سال و در عربستان پس از25 سال قيمت هاافزايش يافته و تورم ايجاد کرده است.

 در اين ميان ايران نيز نمي تواند از تبعات اين بحران جهاني مصون باشد .اما آنچه مهم و انتظار است همگان بايد بر اساس واقعيت ها به قضاوت بپردازند. مخالفان و يا منتقدان دولت نيز نبايد مغرضانه بنويسند و بااين بهانه براي خود تبليغات کنند.

آسیب شناسی و دادن راهکار ، بهتر از جنجال بیهوده است. چشم را به روی واقعیت ها بستن و فقط  بر اساس منافع شخصی و گروهی به داوری رفتن ، اگر بر مشکلات نیفزاید که برخی اوقات می افزاید ، مطمئنا مشکلی را نیز حل نمی کند.

 

+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در دوشنبه 26 فروردین1387 و ساعت 19:50 |

نمي دانم همينطوري حس مي كنم خود ما مسلمانان شده ايم بستري براي انتقال توطئه هاي جنايتكاران ضد بشر و ضد اسلامي غرب . قوي ترين رسانه اروپائيان ضد دين كه همه چيز آنها شده است حمايت از صهيونيسم و اهانت به مقدسات اسلامي . من فكر مي كنم بي توجهي به دسيسه هاي آنان بهترين پاسخ است . مصداق جواب ابلهان خاموشي است .

يك روز با كاريكاتور ، روز ديگر با مقاله و اكنون نيز با ساخت فيلم ارزشهاي ديني و مذهبي مسلمين را به سخره مي گيرند .

 مسلمانان هم كه به يمن وجود برخي دولت هاي بي بخار اسلامي ، متاسفانه هيچ وحدت و انسجامي ندارند . كاري كه از دستتان بر نمي آيد دست كم سكوت كنيد . فريادها و شعارها كه به جايي نمي رسد .

سازمان هاي بين المللي نيز حالا اين موارد به آنها مربوط مي شود يا نمي شود در مقابل كشورهاي اسلامي شده اند مجسمه بي اختيار . فقط دو دستي چسبيده اند اسراييل را حفظ كنند . اسراييل شده است همه جهان . در اروپا و آمريكا قانون گذرانده اند به پيامبران و مقدسات مردم كره زمين و غير زمين اهانت كه هيچ بلكه فحش و بد و بيراه آزادي بيان است اما نگاه چپ چپ به اسراييل و آنچه هلوكاست مي خوانند جرم نابخشودني است . جل االخالق از این همه نامردمی .

در فلسطین ، عراق و افغانستان به نام و بهانه مبارزه با تروریسم فوج فوج مسلمان کشی می کنند و شعار دفاع از حقوق بشر سر می دهند. لابد به زعم آنها مسلمانان جزو بشر نیستند پس باید نابود شوند .

رژیم اشغالگر روز نمی شود در فلسطین عده ای بی گناه را به خاک و خون نکشد آن موقع غربی ها در دفاع از این حکومت نامشروع در سرزمین مسلمانان یقه چاک می دهند . اگر یک اسرائیلی یا غربی کشته شود جنجال های رسانه ای و شانتاژها و سیل محکومیت ها در غرب و سازمان ها و نهادهای ساخت غرب آغاز می شود اما عاملان خود همان ها در کشورهای اسلامی و اشغال شده از کشته پشته می سازند و این سازمان ها ککشان هم نمی گزد .

به نظر شما علت و عامل این همه تشتت و تفرقه بین مسلمانان چیست ؟ چیزی که همگان را دچار زیان و خسران می کند تا کی  باید ادامه پیدا کند ؟

 

  

+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در یکشنبه 18 فروردین1387 و ساعت 0:0 |

شما باشيد چه مي کنيد ؟

یک شرکت بزرگ قصد استخدام یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار کرد که یک پرسش داشت. پرسش این بود:

شما در شبی توفانی در حال رانندگی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس می‌گذرید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یک پیرزن که در حال مرگ است. یک پزشک که قبلاً جان شما را نجات داده است. یک خانم/آقا که در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید فقط یکی از این سه نفر را سوار کنید. کدام را انتخاب خواهید کرد؟ دلیل خود را شرح دهید .

پاسخ  را در ادامه بخوانید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در یکشنبه 4 فروردین1387 و ساعت 15:6 |

به نام خدا

هر چه كه به فكرم فشار مي آورم كه در باره سال گذشته چه بنگارم و از آينده چه بگويم چيزي به ذهنم نمي آيد . سال گذشته با همه تلخ و شيريني هايش سرانجام به پايان رسيد . سال جديد با همه اميد هايش در پيش است .هر كس به اندازي توان و استعدادش مي تواند از اين سال بهره ببرد و يا به بطالت واگذارد .

آنگاه كاستي ها و شكست ها را به گردن اين و آن بيندازد و موفقيت ها را به حساب توان خود بگذارد .

يادمان باشد ما در هر شرايطي مي توانيم به اندازه توان و استعدادمان و با همت و اراده مان از اين رهگذر ساليانه براي خود توشه اي برداريم و به ديگران نيز نفعي برسانيم . همان طور كه قادر خواهيم بود همه را به علت شكست هامان متهم كنيم ؛ برچسب هاي متفاوت بزنيم و خود را تبرئه كنيم در حالي كه تمام اين شكست ها و ناتوفيقي ها به خودمان برمي گردد اگر منصفانه قضاوت كنيم .اراده را قوي و جاده را صاف كنيم و اميد را از دست ندهيم . مطمئن باشيد بي نتيجه نخواهد بود .

+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در شنبه 3 فروردین1387 و ساعت 22:9 |
        سال نو مبارک

  

                                              

+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 17:46 |
یک کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره ی کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند . دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم . بنابراین دست به دعا شدند و برای این که ببینند دعای کدا م بهتر مستجاب می شود به گوشه ا ی از جزیره رفتند . نخست، از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول، درختی یافت و میوه ای بر آن، آن را خورد . اما مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت . هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا کشتی دیگری غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت . مرد اول از خدا خانه، لباس و غذای بیشتری خواست، فردا، به صورتی معجزه آسا، تمام چیزها یی که خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت . دست آخر، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببر د . فردا کشتی ای آمد و در سمت او لنگر انداخت، مرد خواست به همراه همسرش از جزیر ه برود و مرد دوم را همانجا رها کند . پیش خود گفت، مرد دیگر حتما شایستگی نعمت های الهی را ندارد، چرا که درخواستها ی ا و پاسخ داده نشد، پس همینجا بماند بهتر است . زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟ پاسخ داد : این نعمت هایی که به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست کرده ام . درخواست های او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد . ندا، مرد را سرزنش کر د : اشتباه می کنی . زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم، این نعمت ها به تو رسید . مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟ ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم !
+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 17:34 |

ملاصدرا می گوید :

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

یتیمان را پدر می شود و مادر

محتاجان برادری را برادر می شود

عقیمان را طفل می شود

ناامیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

رزمندگان را شمشیر می شود

پیران را عصا می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را...

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...

چنین کنید تا ببینید چگونه

بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟؟؟

+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 17:33 |
هشدار به بانوان
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 17:31 |
من از اعماق درونم سخن می گویم

درونم تاریک است

من از واژه سخن می گویم

واژه ای به گوارایی زمان

واژه ای برای زمان

من از درون تاریکم جستجو می کنم زمان را

زمانی که بشارت می دهد

زمانی که سعادت می اورد

زمانی که رستگاری را نوید می دهد

من از بشارتهای امامم حرف می زنم

انکه درون تاریک مرا نوید می بخشد

سوسویی می بینم

من انتظار را تجربه کرده ام

انتظار نوری که تاریکیم را تسکین دهد

 مرا رها کند . مرا آزاد کند

آزادی را می خواهم ، آزاد و رها

رها از دنیا ، رها از تاریکی

می خواهم در نور تنفس کنم

نور زمان ، نور روشنگر

* شاعر : دکتر کشاورزی از دوستان در وصف نام وبلاگ

+ نوشته شده توسط حسن ضیاالدینی در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 17:28 |